میگه ۲تا رفیق بود یکی آبادانی
یکی تهرانی
آبادانیه اسمش ممد
بود تهرانیه اسمش علی
اینا تو خدمت با هم دیگه خیلی جورن توری که اگه ۲ساعت هم دیگرو نبینن نگران
حال هم دیگه میشن
میگذره هو ۲سال خدمت اینا تموم میشه دم در همون پادگان که میخوان با هم دیگه خدا حافظی
کنن
تهرانی
به آبادانیه میگه
ممد خدمتمون تموم شد ولی رفاقتمون تموم نمیشه.![]()
هر موقعه کار خوب خواستی پاشو بیا تهران.![]()
![]()
آبادانیه
بهش میگه من پولو پله
ندارم ولی هر موقعه زن
خوب خواستی بیا آبادان من برات زنگ میگیرم.![]()
میگزرهو بعد یک سال تهرانیه هوس زن
گرفتن میکنه میره کجا آبادان دنبال خونه رفیقش میگرده
میبینه یه خونیه فقیرانستو
تشکیلات نداره در میزنه ممد
میاد دم در سلام احوال پرسی تحویل گرم![]()
![]()
یک هفته تحویل گرم مهمو
ن نوازی بعد یک هفته میگه ممد
قرارمون نبود برام زن
بگیری میگه چرا بهش میگه پس بریم برام زن
بگیر.
میره تو دوست آشنا رفیق همسایه هر کیه میگرده تهرانیه نمی پسنده ![]()
بعد از یک هفته تهرانی
با آبادانیه
داره باهاش خدا حافظی میکنه بهش میگه تو به قول خودت وفا کردی اما من نپسندیدم
تو همین حین یه دختری
از همسایه گیه آبادانیه میاد میره تو خونیه آبادانیه دختره خوشکل
سنگین
رنگین ![]()
تهرانیه
میگه ممد
من ازین دختره
خوشم اومد من این دختررو میخوام![]()
الان این دختره چیه آبادانیه میشه ؟![]()
نامزد آبادانیه میشه
بهش میگه باشه با خانوادهها صحبت میکنه با نامزده صحبت میکنه بدون اینکه تهرانیه بفهمه دست دختررو میده تو دست پسره میفرستتش بره تهران .![]()
![]()
بعد یک سال آبادانیه گوشه گیر
شده معتاد شده
مادرش بهش میگه نامزدتو دادی رفت بورو ببین رفیقت بهت کار میده.
میره تهران
دنبال خونه یه رفیقش میبینه یه ساختمون ازمت تشکیلات همیچی داره ساختمون
زنگو میزنه میگه سلام علی
من اومدم بهش میگه بورو آقا من تورو نمیشناسم![]()
آبادانیه
میگه حتما چون صدام عوض شده این منو نشناخته![]()
![]()
دوباره زنگ میزنه میگه علی
منم ممد
از آبادان اومدم بهش میگه آقا بورو من اصلا رفیقی به اسم ممد ندارم. ![]()
![]()
![]()
این
میگه رفیقم نا مردی کرد
بر میگرده که بیاد خسته شده بوده میشینه تویه چمنی روبه رویه ساختمون
داره خستگیشو در میکنه میبینه
سه نفرن قیافشون به ![]()
![]()
دزدا میخوره دارن میان طرفش این به خودش میگه اینا منو میزنن
پولامم میبرن میرن حداقل بذار صداشون کنم پولارو بدم ولی کتکرو نخورم.![]()
صداشون میکنه بهشون میگه این پول برگشتمه
میخوام بر گردم آبادان با چند تیکه نون اگه میخوایین ببرینش ببرینش دیگه کتکم نزنین
اینا میگن نه الان که اینطوری شد ما تازه دزدی کردیم.![]()
![]()
این پنجاه هزار تومان برا تو
.این میگه میام میرم یک دست کت و شلوار میگیرم یه حموم عمومی میرم یه اصلاح میکنم برمیگردم آبادان به مادرم میگم رفیقم به من کار داد من نخواستم نگم رفیقم نامردی کرد.![]()
داره بر میگره که سوار ماشین بشه یه خانومی
با ماشین براش بوق میزنه
آقا بیا سوار شو آقا بیا سوار شو آبادانیه
میگه خانوم بورو تورو خدا من بچه تهران نیستم بچه شهرستانم زودم گول میخورم از همه آدمام گول خوردم دیگه تو گولم نزن.![]()
زنه پیاده میشه میگه من از تیپو قیافیه تو خوشم اومده میخوام برام کار کنی بیا برام کار کن.![]()
میره محل کار زنه یه پوشاک زنجیرهای داره زنه یه قرفرو میده دست پسره از برکت دست پسره ![]()
کار زنه میگیره
بعد از ۶ماه زنه بهش میگه خوشم اومد
واقعا مردی اگر دوس داری بیا دخترمم بگیر
دخترشم میگیره ![]()
میگذره بعد از چند وقت دختره
بهش میگه ممد یه مجلس شراب خوری داریم بالایه شهر ![]()
میای بریم
بهش میگه بریم میرن بالایه شهر یه گوشیه مجلس میشینن اون گوشیه مجلس کی نشسته نامزد سابق آبادانیه که الان شده زن تهرانیه ![]()
![]()
.
آبادانیا میگه ساقی اول من! میگن بگو
میگه بزنین به سلامتی اون رفیقی که قول دادو به قولش وفا نکرد.
همه میزنن.
میگه پیک دوم رو بزنیین به سلامتیه اون ۳تا دزدی که به دادم رسیدن بهم پول دادن.
پیک دومم میزنن.
میگه پیک ۳وم رو هم بزنید به سلامتی این زنی که بهم کار دادو این دختری که زنم شد.
خوب هرچی بود به تهرانیه پرونده بود دیگه.
تهرانیه بهش بر میخورم میگه ساقی دوم من !
میگه پیک اول رو بزنید به سلامتیه اون رفیقی که قول دادو به قولش وفا کرد .
همه پی کو میزنن.
میگه پی که دومم رو بزنید به سلامتیه اون ۳تا دزدی که دزد نبودن من فرستاده بودمشون .
پیک دومم میزنن.
میگه پیک سومم رو بزنید قسم خورده بودم نگم ولی میگم پیک سوم به سلامتیه اون زنی که مادرمه هو او دختری که خواهرمه.![]()
![]()
نظر یادتون نره![]()
نوشته شده توسط دنیا
امیدوارم خوشتون اومده باشه ازین داستان![]()
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي
يه وقت ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ،
فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به
تو سپرده بودم
نوشته شده توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 19:24 موضوع | لینک ثابت


دلم حرف تورو هیچ وقت نفهمید؟![]()
بورو خدا نگهدار
.....
توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت

می رسه روزی که بی من زندگی رو سر کنی مرگ عشق را باور کنی
می رسه روزی که تنها در کنار عکس من
شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی
هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم
پیش منی دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمی شه نگات کنم وقتی که اشک تو چشامه
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون می باره و تورو دوباره پیشم می بینم
اشک تو چشام حلقه می شه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من
شبای جمعه که می یاد بیای سر مزار من
بیا سر مزار من دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
اگه سر مزار من بشی اونی از نبودنم
دستای نا مردم شهر چرا ازم ربودنم
به زیر خاکم هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون می باره و تورو دوباره پیشم می بینم
اشک تو چشام حلقه می شه دوباره تنها می شینم
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت
همیشه بهتر در طوفان زندگی با خدا باشی تا ناخدا
نوشته شده توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 20:45 موضوع | لینک ثابت

آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو اومرمو میگیرم ازتاین غصه هایه لعنتی از خنده دورم میکنن
این نفسهایه بی هدف زنده به گورم میکنن
چه لحظهایه خوبیه ثانیه هایه آخر فرشتیه
مردن من منو از اینجا میبره
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم تهه خط
فصل خلاصی از همس آی دنیا بیزارم ازت
شریک زجه هایه من بگو که گوشت با منه
ببین که زخمایه تنم شاهد حرفهایه منه
ای خدا دلگیرم ولی احساس غم نمس کنم
چون با توام پیش کسی سرمو خم نمیکنم
توسط دنیا & آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ساعت 19:2 موضوع | لینک ثابت
به یک فضول میگن اگر نصف دنیا رو بهت بدن دست از فضولی بر میداری؟
فضول:نصف دیگرش را می خواهی به کی بدهی![]()
![]()
![]()
![]()
نظریادتون نره
توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت
کم کن دیگه تهنه هاتو تمومش کن دیگه بسه
خیال نکن با رفتنت دنیا به آخر می رسه
پیش خودت فکر میکنی بی تو دووم نمی یارم
اما اینو بدون دیگه هیچ هسی بهت ندارم
من خیلی وقته که تورو دیگه گذاشتمت کنار
آره منم همونی که میخواستمن دیونه وار
خیال میکردی تا ابد اسیر چشمات میمونم
هی منو تحقیر بکنی چیزی نگم دم نزنم
خیال نکن که بعد تو واسم مهمه رفتنت
بمونم فرقی نداره واسم دیگه نبودنت!!!
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
خــــــــــــــــدایـــــــــــــــا آن که با ما آشــــــــــنا شد دو روزی دیر رو زود از ما جدا شد نمیدانم از اول بی وفا بود یا آن که من نازشو کشیدم بی وفا شـــــــــــــــــــــــد... توسط دنیا ![]()

قلبم محکوم شد به ساده بودن ... غرورم محکوم شد به خونسرد بودن ...... احساسم محکوم شد به کم حرف بودن ...دلم محکوم شد به گوشه گير بودن ..... چشمانم محکوم شد به مهربان بودن ...... دستهايم محکوم شد به سرد بودن .... پاهايم محکوم شد به تنها رفتن ... آرزوهام محکوم شد به محال بودن .... وجودم محکوم شد به تنها بودن .... عشقم محکوم شد به مبحوس بودن .... و اما امروز تو عشق من محکوم ميشوي به خاطر اسير بودن .... و من باز هم مثل هميشه خودم را محكوم ميكنم به خاطر نفس هايت![]()
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت

زندگـــــــــــــــــــی یه بازیه کی از عـــمرش راضـــیه؟!
ابر گـــریونه دلـــم چشمــیـه خونه دلم
نـــمیتونم دلمـــو راضـــی کنم
ایـــن دل دیوونه رو راضـــی به این بازی کـــنم
یه بـــــــــــــــــــــــــهونه برای بـــودن و مـــوندن ندارم
تو گلوم بغـــض غمـــه هوای خـــوندن ندارم!
همه جـــا سرد و ســـیاه رو لـــبام ناله و آه
سر من بی ســـایبون نـــگاهم مــــــــــــــــــــونده به راه
دســـت من غـــمگین وسرد تو دلـــم یه گوله درد
نه بـــهاری نه گـــلی پائیزه پائیـــزه زرد...
دلـــی که دلـــدار نداره با زندگـــی کار نداره!
غریـــــــب این دیـــارم یه آشــــــــــــــــــــــــنا نــدارم
سرم بی ســـایبونه دلـــم یه پارچه خـــونه!
غم تو دلم نشـــسته بال و پرم شـــکســـته
غریـــب این دیـــارم یه آشـــنا ندارم....
توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت
مپندار که از عشق تو دل برگيرم... ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم... بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري... من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم. مگذار گذشت در دلت گم بشود مجذوب تلسم سيب و گندم بشود مگذار زندگي به اين شيريني قرباني يک سوء تفاهم بشود مجنون اگر از آتش ليلي سرخ است يا لاله اگر به هر دليلي سرخ است شرح دل ما حيف است که پنهان باشد اين صورت ما به ضرب سيلي سرخ است


توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 2:25 موضوع | لینک ثابت
قدرم را بدان مي دانم روزي فرا مي رسد که حسرت
روزهاي با هم بودنمان را بکشي... مي دانم
پشيمان خواهي شد از اينکه يک قلب عاشق را شکستي
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 2:19 موضوع | لینک ثابت
عزیز من همیشه با من باش![]()
حتی اگه مرده باشم واز تو دور![]()
![]()

تقديم به او که هیچ وقت مال من نبود
قسمت نبود منو تو شریک لحظه ها بشیم
قسمت ما همین بود از هم دیگه جدا بشیم
بی تو شکستم مثل برگ زیر پاهات
کاشکی یه روزی هرچی فاصله هست تموم بشه![]()
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 1:12 موضوع | لینک ثابت


عشق يک حادثه ساده نبود ، اما از آن ساده گذشتي ..
عشق اشک چشم من بود وقتي از من پرسيدي هنوز دوستم داري ..
عشق آينه تصوير تو بود که هر روز صبح مثل خورشيد جلوي چشمانم طلوع ميکرد ..
عشق صداي خوردههاي الماس بود وقتي که قلبم از رفتن تو شکست ..
عشق آخرين نگاه اشکآلود من بود وقتي که حرمت قلبم را زير پا گذاشتي و ساک سفرت را بستي ...
عشق کادوي تولد تو بود ، که وقتي نيامدي ، براي هميشه در کمد خاطراتم محبوس شد ...
عشق گوش کردن به شعر « لحظه ديدار نزديک است » رضا صادقي بود ، وقتي فردا صبح قرار بود تو را ببينم ...
اما تو اينها را نميفهميدي ..
اکنون روزگارت را در رؤياهايم سياه ميبينم ..
ولي اگر ديروز عشق را باور ميکردي ، امروز از شدت تنهايي ، لرزه بر اندامت نميافتاد ..
اگر فرق عشق و هوس را ميدانستي ، روزگارت اين نبود ..
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
گفتي بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست
ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي که کمي فکر خودم باشم
و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست
رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست ![]()

توسط دنیا

نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 1:43 موضوع | لینک ثابت
مگه من ازت چي خواستم....جز يه ويلا تو لواسون ![]()
يه بي ام و سياه رنگ .... يه آپارتمان تو شمرون ![]()
بيست و هفت هزارتا سكه .... يه زمين اول جردن![]()
كه تو در نهايت عشق .... بزني قباله ي من ![]()
مگه من ازت چي خواستم .... اينكه مادرت نباشه ![]()
نميخوام كه با حضورش .... زندگيم از هم بپاشه ![]()
ولي خب مصلحت اينه .... مادرم پيشم بمونه ![]()
هرچي باشه نازنينم ..... مامانم از خودمونه![]()
اين توقعي زياده .... كه تو ظرفا رو بشوري ![]()
واسه رفع خستگيمون ..... چايي دم كني تو قوري ![]()
هر چي من ميگم بگي چشم .... مث يك آدم عاقل ![]()
![]()
تو خودت گفتي كه هستي .... يه شريك خوب و همدل ![]()
پس چرا جا زدي ميري .... چرا از من ديگه سيري ![]()
![]()
نميدوني كه با رفتن .... من و از خودم ميگيري ![]()
من هنوز چيزي نخواستم .... من هنوز چيزي نخواستم![]()
توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 3:19 موضوع | لینک ثابت
هيچوقت مغرور نشو ..... برگها وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن.
درختي كه به تو سايه مي دهد قطع مكن.
زيركي بسيار موجب جوان مرگي است .


هيچ گاه برايه غروب آفتاب
دل تنگ نخواهم شد
وهيچ گاه براي طلوع آفتاب
دلشاد نخواهم شد
چرا كه بعد از غروب طلوعي
و بعد از هر طلوعي غروبي ديگر است
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 22:43 موضوع | لینک ثابت
آخرش کی کم میاره دخترا یا پسرا؟ ![]()
برایه نتیجه گرفتن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت
دوستان این داستان رو هتمن بخونید
یکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد ...........حالا بورو به ادامه مطلب تا بغیه داستان رو واست بگم گلم![]()
توسط دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 9:7 موضوع | لینک ثابت

عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم
دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم
فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم
هدف من و تو از حرفهای زیبامون چیه
کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم
می دونی دیدم نمی شه من و تو با هم باشیم
توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 8:53 موضوع | لینک ثابت
کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم
...کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی
دیدن یک لحظه فقط یک لحظه
از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم
...کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد
...تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند
...کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
خود نگویم :
" آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم "
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 8:52 موضوع | لینک ثابت
به دریا بزن قایقت می شوم
با اینکه حقیرم لایقت می شوم
من عاشق شدن را بلد نیستم
تو یاد بده عاشقت می شوم

نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 8:43 موضوع | لینک ثابت
روزگاری است که من طلب رخسار توام
فکر من باش که در این شهر گرفتار توام
گفته بودی طبیب دل بیمار منی پس طبیب
دل من باش که بیمار توام.

توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 0:17 موضوع | لینک ثابت
دیگه از خستگیام خسته شدم
دیگه از بستگیام بسته شدم ،
می زنم تیغ به بند بستگی ،
مگه آزاد بشم ز خستگی
بسه تنهایی دیگه توی قفس ،
بسه این قفس بدون هم نفس.
دیگه بسه تشنگی بدون آب ،
خوردن فریب و نیرنگ و سراب .
واسه هر کی دل من تنگ می شه .
تا میفهمه دلش از سنگ می شه .
دوستی از رو زمین پاک شده ،
مردی و مردونگی خاک شده

توسط آرزو
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 8:2 موضوع | لینک ثابت
تو منو تنها گذاشتی چونکه باورم نداشتی
خیلی ساده پر کشیدی آخه تو دوسم نداشتی
دیگه از یاد تو رفتم خیلی ساده خیلی آسون
بر نگشتی که ببینی شدم از جدایی داغون
تو که رفتی همه دنیام تیره و تارشد روزای
آبی و روشن فدای شبهای تار شد نمیگی اما
میدونم دیگه از یاد تو رفتم خیلی آسون خیلی آسون

نوشته شده توسط دنیا & آرزو در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:9 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط :دنیا
نوشته شده توسط دنیا & آرزو در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 8:54 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

تقدیم به کسی که برای تمام
آرزوهای یخ زده ام آفتاب بود
یادم باشد به یادت بیاورم که یادم
بیندازی که یادت بمونه که یاد بگیری
که همیشه به یاد توام و یادت هیچ
وقت از یادم نمی رود
(نوشته شده توسط آرزو)
.....................................
دوستت دارم و فقط برای تو
می نویسم , ای تنها
دلیل بودنم...!
...........
(نوشته شده توسط آرزو)
******************
تنهایی را دوست دارم
چون خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم
چون دروغی در آن نسیت
تنهایی را دوست دارم چون تجربه کردم...
(نوشته شده توسط دنیا)
**********************
خدايا! يــــــــــــــــادم بــــــــــــده
يـــــــــــــــــادم بـــــاشـــه
يـــــــــــــــــــادت بـــــــــاشــــــــــم
(نوشته شده توسط دنیا)
_________________________
تاسیس وبلاگ در سال
7/12/1386
در ساعت 1:6 ظهر
توسط دنیا و آرزو
مدیر اصلی وبلاگ دنیا
________________________
نویسندگان دنیا و آرزو
انتخاب قالب :دنیا
انتخاب کد پروانه:دنیا
انتخاب آهنگ وب :آرزو
انتخاب نام وبلاگ :دنیا
انتخاب کد فال عشق:آرزو
انتخاب کد موس :دنیا
با سپاس فراوان از سایت بسیار
خوب وبلاگ نویسان جوان
www.bahar-20.blogfa.com
و طراح قالب سازان
www.tempfa.blogfa.com
حامد علی وردی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
ستاره شناسیه متولدین اردیبهشت و تیر
آخرش کی کم میاره دخترا یا پسرا؟
گالری عکسها در اسفند 1386
گالری عکس محمد رضا گلزار
گالری عکس مهدی مقدم.مهدی سلوکی حامد کمیلی
گالری عکی هیفا و نانسی
چند عکس از مهدی مقدم
پیوندهای روزانه
دلم از خودم گرفته...(تنها)
دنیای اس ام اس
ماه من
ويروسي به نام عشق
کی میگه تنهایی سخت نیست؟(الی)
ღمنم هســــــتم خــــدایـــاღ
گریه لیلی(سایه)
تنهایی من(نگار)
عشق ماندگار(رویا)
بارونی ترین(سارا)
جک
دنیای دخترانه ی من (شکیبا)
وبلاگ نویسان جوان
فال روز (یزدان)2
یار آنلاین(صدای سرزمین مادری)
دانلود(عکس)
قالب( وبلاگ)
دنیای کد
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY